X
تبلیغات
رایتل
<BlogSky:Weblog Title />


منتظر کوچک

    

: پیشاپیش سال نو مبارک








یه شعر :

یوسفم ، سلام دوباره خونه بوی تو گرفته    

از شمیم بوی عطرت غم و غصه ام برفته

 

یوسفم ، بیا که امشب شب جشن شادیمونه

چادر شب عروسی سرمه بین همونه

 

یوسفم من به این حرفها عادت دیرینه دارم

چه غم از طعنه مردم ، من تو رو تو سینه دارم

 

بذار این مردم بد عهد فکر کنن که من دیوونم

آخه این مگه گناه که می خوام پیشت بمونم

 

بذار امشبم با عکست دلمو راضی کنم باز

بذار امشبم یه بلبل بخونه واسم یه آواز
 
بذار این بشقاب خالی باشه هر شب توی سفره

تا اگه اومدی یک روز ، نمونی یه وقت گرسنه

 

بذار این چشم های خسته باز در انتظار بمونه

نکنه باور کنن که نمی آیی دیگه به خونه

 

بزار این سنگ مزارت ، رنگ کهنگی بگیره

من باور نمی کنم که مرغ عشق من بمیره

 

بذار این قلبای سنگی دلشون واسم بسوزه

بذار فکر کننن که این حرف یکروزه و دوروزه

 

بذار این صورت زردو سرخ کنم بازم با سیلی

تا بدونن همه مردم که اینه مرام لیلی

 

بذار این بارون چشمام مثل نوبهار بباره

آخه باز یک سال گذشته ، امروز اول بهاره

به دلم افتاده امسال ، سال آخر فراق
دیگه یوسفم بیادش ، گلی که شکسته ساقه

 

بذار این روزها و ماهها بیان و برن مرتب

اما من می گم که دیگه یوسفم میادش امشب ...



                                    






آخرین مطالب